سفارش تبلیغ
صبا

خب ظاهرا بر گشتیم سر خونه زندگیمون!

 

فعلا که بی وتن نیستیم!


نوشته شده در  پنج شنبه 88/8/28ساعت  5:7 عصر  توسط بیوتن 
  نظرات دیگران()

از وقتی که یکم سیاسی نشوتم

دیگه دست و دلم به نوشتن نمیره!

 

این یکی دو ماهه اوضاع خوبی رو تجربه نکردم

 

و خسته ام ....

 

همین!


نوشته شده در  شنبه 88/5/24ساعت  2:52 عصر  توسط بیوتن 
  نظرات دیگران()

سلام

آقای هاشمی متاسفم!

من به شما انتقاد دارم

اما سوابق درخشان و کارهای بزرگ شما در انقلاب و کشور سرمایه ی بزرگی است که کسی منکر آن نیست

باور بفرمائید ما ناراحتیم از زیر سوال رفتن شما

باور بفرمائید ما دلمان نمیخواست حرفهایی به شما زده شود حتی حرف های درست!

 

خدا لعنت کند کسانی را که بنای تهمت زدن به مسئولین و دروغ گویی و سیاه نمایی را بنا کردند...

خدا لعنت کند کسانی که ارزش ها و اعتقادات این مردم را برای قدرت به بازی میگیرند ...

عذابشان بیش باد


نوشته شده در  پنج شنبه 88/3/14ساعت  11:0 صبح  توسط بیوتن 
  نظرات دیگران()

در نوشته قبلی هم گفتم که از وقتی بی وتن شده ام دست و دلم به نوشتن نمیرود ولی گاهی آدم را مجبور میکنند

 

میخواستم بنویسم باور بفرمائید ما ....

بعد گفتم من فقط وکیل خودم هستم :)

 

اما نکته!

 

آقایان !

هدف وسیله را برایتان توجیه کرده؟

هر چه رقیب شما بگوید میگویید دروغ گفته! آمار غلط داده ! و هر چه شما بگویید میشود راست؟!

آمارهای شما همه درست است و آمار های آنها همه غلط ؟ حتی اگر از یک منبع و یک جور نقل شده باشد؟!!

 

دیگر آنقدر ما را ... فرض کردید که از محبوبیت خود استفاده کرده و حقیقت آشکار را تکذیب میکنید و آن طرفدار شما میگوید : مونتاژ است! صرفا به استناد حرف شما که تکذیب کرده اید

 http://www.youtube.com/watch?v=LaJnCGuVMLw

 گفتم اگر صنعت مونتاژ اینقدر در کشور ما پیشرفت کرده که ای ول ما!!!

اما حرف شما سند است چون شما سردمدار صداقت و راستی و آزادی و این چیزها هستید ...

 

آن بار هم که گفتید من نبودم دستم بود ...

 http://www.youtube.com/watch?v=BY0bnbcly0A

 

آن را هم باور کردیم

چون چنین رفتاری در شان یک روحانی نیست چه برسد به رئیس جمهور!!

 

حالا هم که سادات را در شهر زیاد کرده اید همه شال سبز دارند

آن دخترک بزک کرده با پارچه ی سبز عمامه! ساخته بود نه اینکه شما را مسخره کند خدای ناکرده ! از شما حمایت میکرد!

 

امروز پسرکی را در اتوبوس دیدم که برگه ی کاندیدای مورد نظر شما دستش بود

سوال کردم از کیه؟ نکات جالبی داره!

گفت من اصلا بهش اعتقاد ندارم! گفتم چرا؟ (مگر شهوت نداری؟ مگر آزادی نمیخواهی؟ مگر ...؟)

گفت در آزادی پارچه ی سبز را زیرشان گذاشتند و نشستند.... سبز برای ما حرمت دارد ..

 

خوشحالم که هنوز هم با تمام توان نتوانسته اید اعتقادات مردم را از بین ببرید

و امیدوارم انان هم که نمیدانند زودتر متوجه بشوند ...

 

نمیخواهم بحث انتخاباتی کنم برای همین متن ضعیف را ویرایش نمیکنم

فقط درد دل هایم را نوشتم

والله که در حین نوشتن حتی به عوض شدن یک رای هم فکر نکردم

 

اصلا برای من مهم نیست که چه کسی رئیس جمهور میشود!

من باز هم با تمام توانم برای کشورم و دینم فعالیت میکنم ...

 اما مواظب باشید .... لطفا

 

 

و هرچه شما بگید من قبول میکنم !

باور بفرمائید ....

 

بالاخره روزی خواهد آمد ....

 

همین!


نوشته شده در  دوشنبه 88/3/11ساعت  11:37 عصر  توسط بیوتن 
  نظرات دیگران()

سلام آقای کاندیدا

 

من یکی از مردم هستم

اگر در اصول و آزادی های شما جایی برای حرف زدن من باشد !؟ میخواهم عرض کنم ...

البته از وقتی بی وتن شدم دستم به نوشتن نمیرود! اما خب ....

 

نیازی نیست جوانان را شعار کنید

چرا بعضی ها فقط نگران چادر مشکی دختران ما هستند؟

 

 

 

باور بفرمائید این ها هم دختران ایران زمین هستند

لباسشان هم رنگی است!

نیازی به تلاش شما ندارند که برایشان رنگ های شاد ببرید

 تازه ! مگر آنجا که چادر از زمان دولت های قبلی هم اجباری بود.. یا حداقل مقنعه! (دانشگاه را میگویم!) کسی به آن محل میگذاشت؟ اگر نمیدانید یک سر به دانشگاه هنر تهران بزنید!

بگذریم

 

این ها هم دختران سرزمین ما هستند

اما آیا آنها تا به حال بجز از ایام انتخابات شما را دیده اند؟!!

 

آیا میدانید بعضی از آنها آب آشامیدنی ندارند؟ و البته انها پاترول هم ندارند تا بر روی آن روبان رنگی بچسبانند و پارچه های رنگی بر سر بگیرند و در خیابان دست پسرکان را بگیرند و برقصند و از شما دفاع کنند ...

 

خب از قدیم گفته اند چو دانی و پرسی سوالت خطاست!  خب آنها همانطور بمانند خوب است!

عزیزی میگفت : بردن پول نفت و ارز به روستا ها و توزیع آن در قشر های پایین باعث تورم میشود!!!

و البته استاد دانشگاه هم بود

پس لابد راست میگفت!

 

اما مگر زمان های قدیم هم همین را نمیگفتند؟ که روستائیان همانطور بمانند و ما همینطور بالا برویم؟؟؟

 

آقای کاندیدا

میدانید ارمغان دانشگاه آزاد از اسلامی برای شهر ها  شهرستان های کوچک چه بوده؟

بروید و از نزدیک ببینید

البته نه در ایام تبلیغات و در هیاهو

 

بروید ببینید آن دخترانی که میخواهید چادر مشکی را از آنها دور کنید تا روحیه بگیرند چه چیزهایی را از خود دور کرده اند بواسطه ی حضور شهری ها ...

کاش می توانسم واضح تر از دیده هایم بنویسم .... کاش

 

آقای کاندیدا .... چه میکنید؟

همین!

 

پ ن1 :‏ نمیخواستم بنویسم .. الان هم ننوشتم چند کلمه درد هایم را زمزمه کردم اگر توانستید از هر حط چند صفحه بخوانید اگر نه ملامتم نکنید... همه چیز واضح است نیازی به نوشتن بی سواتی چون من نیست ...

 

پ ن2 :‏ خدا بگم چکار کنه آخرین خورشید را که ما را تحریک میکند!!!


نوشته شده در  سه شنبه 88/3/5ساعت  11:49 عصر  توسط بیوتن 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
خونه زندگی
نمیشه!
آقای هاشمی متاسفیم!
باور بفرمائید من خر هستم!
درد مردم؟!
[عناوین آرشیوشده]